باگیو، فیلیپین – بنکب، هنرمند ملی، به مناسبت هشتاد و پنجمین سالگرد تولدش، نوعی کارت تبریک تولد به همه ما هدیه داد.
نمایشگاه او در ۱۸ آوریل (۱۴۰۵/۰۱/۲۹) در موزه شخصیاش با عنوان «زنان گذشته» برگزار شد، اما پیش از آنکه شروع به خواندن «به همه دخترانی که دوستشان داشتم» کنید تا برایش سرناد بنوازید، او عنوان «Larawan: نقاشیهای بنکب» را بر آن نهاد.
مجموعه «Larawan» بنکب زمانی آغاز شد که او در تبعید خودخواستهاش در لندن به سر میبرد. به عادت همیشگیاش، در مغازههای عتیقهفروشی و بازارهای دستدوم آنجا گشت میزد که ناگهان با پرترههای آتلیهای از زنان فیلیپینی روبرو شد؛ زنانی که با لباسهای رسمی و خشک ژست گرفته بودند و نگاهشان از پشت عدسی استعماری به بیننده میرسید.
از میان این «یادگارهای امپراتوری»، بنکب حتی توانست سفرنامه یک بریتانیایی ناشناس در باگیو در دهه ۱۹۲۰ میلادی (۱۲۹۹-۱۳۰۸ شمسی) را بیابد و آن را به همراه برخی از نقاشیهایش به صورت کتاب منتشر کند.
مجموعه «Larawan» او به یک مجموعه محبوب تبدیل شد. بنکب در بیانیه هنری خود نوشت: «در این مجموعه، زنان گذشته، بازنماییهای زن فیلیپینی در دوران استعمار را در پیشزمینه قرار میدهد؛ زنانی که در لحظات روتین آرام و وظایف روزمره به تصویر کشیده شدهاند. آنها با لباسهای سنتی مانند baro't saya و لباس رسمیتر traje de mestiza، ظرافت و محدودیتهای محیط تاریخیشان را تجسم میبخشند.»
نمایشگاه. بنکب در نمایشگاه «زنان گذشته: نقاشیهای Larawan توسط بنکب» در ۱۸ آوریل ۲۰۲۶ (۱۴۰۵/۰۱/۲۹). عکس از فرانک سیماتو
آنچه زمانی عکسهایی از تماشاگران خجالتی با لباس ternos بود، جهتگیری تازهای یافت و به پیشزمینه آمد. larawan، بهویژه نقاشیهای اولیه، با وفاداری به اصل ارائه شدند، اما با گذشت سالها، هدفون بر سر گذاشتند، در باران کاغذ رنگی زرد غرق شدند و بادبزنهای شرقی در دست گرفتند.
برای بنکب، این کار به بازیابی تبدیل شده است، بیش از آنکه نوستالژی باشد.
آنچه در بنکب مرا مجذوب میکند، شیوه او در پرداختن به چینخوردگیهاست، چه پوست باشد چه پارچه. آنها با افراط غنایی سرریز میشوند و در مجموعه «Larawan»، حرکتی را بازمیگیرند که دقایق ژست گرفتن در برابر داگروتایپ از آنها ربوده بود.
او برای این آخرین مجموعه از کاغذ دستساز دوستش نیدا دامسانگ استفاده کرد.
بنکب گفت که نقاشی روی کاغذ دستساز دشوار بود. سطح آن صاف نبود و جذب جوهر غیرقابل پیشبینی بود. نزدیک بود بگویم: «اما تو بنکب هستی — همه چیز برایت صاف و آسان میشود.» اما خودم را نگه داشتم: آه، بله، او ۸۵ ساله است.
با این حال، بیشتر نقاشیهای «زنان گذشته» در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ میلادی (۱۴۰۳-۱۴۰۵ شمسی) خلق شدند. نه به آن چالاکی بیدردسر پیشین، اما در سادگیشان قدرتمند.
بیشترشان سبد و کوزههای سفالی در دست داشتند، زیرا در عکسهای اصلی، آنجا بودند تا برای تماشاگران تنقلات بیاورند. برخی دیگر تماشاگر بودند و صورتشان را پنهان میکردند یا پشتشان را نشان میدادند. برخی با پسزمینه هندسی قرمز ارائه شدند. تنها یکی لبخند میزد و از پسزمینه دو رنگ برخوردار بود.
و چون اینها آثار بنکب هستند، وقتی لحظاتی پیش از افتتاح رسیدم، یک کارمند موزه در حال چسباندن نقاط قرمز روی همه نقاشیها بود.
فروخته شد. یک کارمند موزه برچسبهای قرمز کنار آثار فروختهشده میچسباند. عکس از فرانک سیماتو
بنکب گفت دو اثر را نگه خواهد داشت: یکی پرتره بانویی با لباس traje de mestiza که به سمت چپ مینگرد.
یک بازدیدکننده از گالری گاجاه به من یادآوری کرد که این همان تصویری است که لزلی دو چاوز در کلاژ سال ۲۰۲۴ میلادی (۱۴۰۲-۱۴۰۳ شمسی) خود با عنوان «گلها در باغ اگزوتیکسازی» از آن استفاده کرده بود.
نویسندگان مدتهاست «Larawan» را نوعی بازپسگیری توصیف میکنند؛ بازستاندن تصاویری که زمانی در قاب میل استعماری گرفتار بودند.
بنکب در ۸۵ سالگی این خوانش را پیچیدهتر میکند. نمایشگاه این را پیشنهاد میدهد که بازپسگیری، عملی تمامشده نیست.
در غروب کارنامهاش، بنکب به ما یادآوری میکند که گفتگوی او با زنان گذشتهاش در دست اقدام، ناآرام و ناگزیر ناتمام است. – Rappler.com


