در دو سال گذشته، تمام گفتگوهای موسیقی حول یک گرداب مرگ مشابه میچرخد: آیا هوش مصنوعی خلاقیت را از بین میبرد، یا بهترین دستیار استودیویی است که تا به حال داشتهایم؟ طبق تحقیقات جهانی اخیر LANDR، پاسخ بسیار کمدراماتیکتر و بسیار عملیتر است. هنرمندان کلیدهای پادشاهی خلاقیت را تحویل نمیدهند. آنها از هوش مصنوعی برای حرکت سریعتر، پر کردن شکافها و بقا در صنعتی که خروجی مداوم با حاشیه صفر برای فرسودگی را طلب میکند، استفاده میکنند.
دادهها از بیش از ۱٬۲۰۰ سازنده موسیقی در سطوح تجربه، ژانرها و مناطق مختلف آمده است و تصویری واضح ارائه میدهد. هوش مصنوعی نوازندگان را جایگزین نمیکند. به آرامی در حال تبدیل شدن به بخشی از گردش کار مانند تقریباً هر ابزار دیگری است.
بیایید با آماری شروع کنیم که همه بحثهای داغ را منسوخ جلوه میدهد: ۸۷ درصد از هنرمندان مورد بررسی در حال حاضر از هوش مصنوعی در جایی از گردش کار خود استفاده میکنند. این عدد به تنهایی توضیح میدهد که پذیرش هوش مصنوعی در حال حاضر اینجاست و برای اکثر نوازندگان فقط ابزار دیگری است که در کنار DAW، نمونهبردار یا زنجیره افزونه آنها قرار دارد.
جایی که بیشترین حضور را دارد دقیقاً همان جایی است که انتظار میرود. وظایف فنی راه را هدایت میکنند، با نزدیک به ۸۰ درصد که از هوش مصنوعی برای کارهایی مانند مسترینگ، جداسازی استم، بازیابی و تصحیح زمان استفاده میکنند. تبلیغات نیز از نزدیک دنبال میشود. تولید خلاق نیز در ترکیب است، اما هنوز رویداد اصلی نیست.
این در مورد جایگزینی جلسات ترانهسرایی با درخواستها نیست، بلکه در مورد حذف اصطکاک است.
هنگامی که از هنرمندان پرسیده شد چرا از هوش مصنوعی استفاده میکنند، پاسخ برتر "برای صدای بهتر" یا "برای اصیلتر بودن" نبود. برای پر کردن شکافهای مهارت بود. ۳۸ درصد گفتند این بزرگترین مزیت است، به دنبال آن کار سریعتر و خودکارسازی وظایفی که دوست ندارند.
این با واقعیت همخوانی دارد زمانی که در نظر بگیریم که نه هر ترانهسرا میخواهد مهندس مسترینگ شود و نه هر تهیهکننده میخواهد طراحی گرافیکی یاد بگیرد. ابزارهای هوش مصنوعی به هنرمندان اجازه میدهد بر بخشهایی از ساخت موسیقی که واقعاً آنها را روشن میکند، متمرکز بمانند.
این به ویژه برای هنرمندان مستقل که همه چیز را همزمان انجام میدهند صادق است. زمانی که در حال نوشتن، ضبط، میکس، انتشار، تبلیغ و ارسال محتوای هفتگی فقط برای ماندن قابل مشاهده هستید، کارایی دیگر یک تجمل نیست.
روایت ترس میگوید هنرمندان یک دکمه را فشار میدهند و آن را آهنگ مینامند. دادهها چیز دیگری میگویند.
بله، ۲/۳ پاسخدهندگان از هوش مصنوعی برای وظایف خلاق به نوعی استفاده میکنند. اما عمیقتر بکاوید و استفاده خاص و جراحی است. ۱۸ درصد از هوش مصنوعی برای تولید آواز اصلی، ۱۶ درصد برای الگوهای درام یا بخشهای ساز، و ۱۴ درصد برای گسترش ایدهها به آهنگهای کامل استفاده میکنند.
چیزی که گویاست این است که هنرمندان چه کاری انجام نمیدهند. فقط اقلیت برای تولید کل ترکها از ابتدا به هوش مصنوعی متکی هستند. اکثر از آن مانند یک دفترچه طراحی استفاده میکنند، نه یک نویسنده شبح. چیزی برای باز کردن یک جلسه، آزمایش تغییرات یا کاوش مسیرهایی که ممکن است به طور طبیعی به آن نرسند.
کمتر به "هنرمند هوش مصنوعی" فکر کنید و بیشتر به "دستیار خلاق که هرگز خسته نمیشود".
اگر یک حوزه وجود دارد که تردید سریعاً کاهش مییابد، تبلیغات است. بیش از نیمی از پاسخدهندگان در حال حاضر از هوش مصنوعی برای وظایف بازاریابی استفاده میکنند و علاقه در اینجا عظیم است.
۳۰ درصد از هوش مصنوعی برای ایجاد کاور آرت، ۱۹ درصد برای طوفان فکری محتوای اجتماعی، و ۱۷ درصد برای نوشتن بایو، عناوین یا توضیحات استفاده میکنند.
حتی افشاگرتر اشتهای آینده است. بیش از ۸۰ درصد از هنرمندان آماده استفاده از هوش مصنوعی برای تحقیق در مورد مخاطبان خود، تجزیه و تحلیل آمار، برنامهریزی زمانبندی ارسال و اصلاح استراتژیهای انتشار هستند. این هنرمندانی است که به یک اکوسیستم پاسخ میدهند که در آن سواد داده تقریباً به اندازه ترانهسرایی اهمیت دارد.
فشار موسیقی مدرن راز را پاداش نمیدهد. وضوح، ثبات و سرعت را پاداش میدهد. هوش مصنوعی به هنرمندان کمک میکند بدون استخدام یک تیم بازاریابی کامل رقابت کنند.
این پذیرش کورکورانه نیست. هنرمندان در مورد نگرانیهای خود واضح هستند. تقریباً نیمی نگران این هستند که هوش مصنوعی به موسیقی عمومی و کمکیفیت کمک کند. ۴۳ درصد نگران اخلاق و رضایت هستند و یک سوم نگران وابسته شدن به فناوری یا از دست دادن حافظه عضلانی خلاق هستند.
نتیجهگیری طرد نیست، تشخیص است. هنرمندان ابزارهایی میخواهند که به خالقان احترام بگذارند، نه میانبرهایی که خلاقیت را تو خالی کنند.
یکی از جالبترین یافتههای گزارش، شکاف رو به رشد بین پذیرندگان و مخالفان است. ۶۹ درصد از هنرمندان بیشتر از سال گذشته از هوش مصنوعی استفاده میکنند و ۹۰ درصد از آنها قصد دارند استفاده را در آینده افزایش دهند. در همین حال، در میان هنرمندانی که پذیرش را افزایش ندادهاند، تنها حدود ۱ در ۴ قصد انجام این کار را دارند.
این شکاف اهمیت دارد زیرا گردشهای کار به سرعت در حال تکامل هستند. با بهبود ابزارها، انتظار پایه برای سرعت، صیقل و ثبات افزایش مییابد. هنرمندانی که تمام هوش مصنوعی را از روی اصل رد میکنند ممکن است خود را سختتر برای بازده کاهشی کار میکنند.
بزرگترین نتیجهگیری از تحقیقات LANDR طراوتبخش است. هنرمندان نمیخواهند هوش مصنوعی جایگزین آنها شود، میخواهند از سر راه کنار برود.
استفاده خوب، هوش مصنوعی کارهای کسلکننده را انجام میدهد، یادگیری را تسریع میکند و درهایی را باز میکند که قبلاً به بودجه یا تیم نیاز داشتند. استفاده ضعیف، سر و صدا، یکسانی و میانبرهایی تولید میکند که شنوندگان میتوانند از دور بو کنند.
هنرمندانی که با هوش مصنوعی برنده میشوند به دنبال تازگی نیستند، آنها انرژی خلاق خود را حفظ میکنند. و در یک اقتصاد موسیقی که هرگز نمیخوابد، این ممکن است انسانیترین حرکت باشد.

