اواخر هفته گذشته، شهر ایلیگان یک بار دیگر فهمید که حکومت با بیتوجهی به چه معناست.
طوفان استوایی باسیانگ (پنها)، شبکه رادیویی DXIC-مینداناو گزارش داد، دستکم پنج نفر را کشت و بیش از 6000 خانواده – تقریباً 24000 انسان – را آواره کرد، در حالی که 27 منطقه را به باتلاقهای مجازی تبدیل کرد. این بیش از نیمی از شهر است.
ایلیگان فلج شده بود. خیابانها با گل و آوار مسدود شدهاند، ترافیک تقریباً متوقف شده است و دولت محلی عملیات 24 ساعته پاکسازی جادهها را برای تلاش جهت بازگرداندن نظم آغاز کرده است.
DXIC گفت که دستکم 72 خانه تخریب شد، 152 خانه آسیب دید و بیش از 300 خانه دیگر زیر آب رفتند. طبیعتاً مراکز تخلیه پر شدند، در حالی که تیمهای اضطراری مانند بازیگران جایگزین در یک نمایش تراژیکومیک که سالها پیش نوشته شده بود، دست و پا میزدند.
سپس مراسم معمول دولتی آمد. شهرداری وضعیت فاجعه اعلام کرد و بودجههای ذخیره شده را آزاد کرد. وزارت بازرگانی و صنعت (DTI) نیز پی گرفت و تجمید قیمت 60 روزه کالاهای ضروری را اعمال کرد. از شهروندان خواسته شد که قیمتگذاری بیش از حد و احتکار را گزارش کنند. و در تمام این مدت، عملکرد دولت طوری ادامه یافت که گویی پاسخ دادن همان جلوگیری است.
ایلیگان باید بهتر میدانست. در سال 2011، طوفان استوایی سندونگ (واشی) از ایلیگان و همسایهاش، کاگایان دو اورو عبور کرد و کشت، آواره کرد و نقاط ضعف ساختاری را نمایان ساخت. این در فوریه 2026 تکرار شده است. سندونگ باید درس سختی میبود؛ در عوض، فقط یک خاطره بد شد و نه راهنمای عمل. نزدیک به 15 سال بعد، باسیانگ نه به عنوان یک غافلگیری، بلکه به عنوان دلیلی بر اینکه مقامات شهر تصمیم به فراموشی گرفتند، آمد.
شاید زمان آن فرا رسیده است که مردم ایلیگان با چشمانی بیرحم، هر پروژه کنترل سیل که ظاهراً از زمان سندونگ در سال 2011 ساخته شده است را بررسی کنند. سوابق هر مقام عمرانی، نماینده کنگره و شهرداری که از آن زمان در مقام بودهاند باید بررسی شود.
دو شهردار در این مدت بر شهر حکومت کردهاند – سلسو رخنسیا و اکنون فردریک سیائو، که در انتخابات 2022 جای خود را عوض کردند. لارنس کروز، که زمان وقوع سندونگ شهردار بود، و نماینده سابق کنگره وارف بلمونته نیز باید به صراحت و علناً از آنها پرسیده شود که در پی آن فاجعه چه کردند – یا اینکه بیعملی همیشه سیاست پیشفرض آنها بوده است.
بیایید صحبت تسلیبخش درباره سرنوشت را کنار بگذاریم. سیل هفته گذشته یک هوس الهی نبود، بلکه نتیجه قابل پیشبینی و کاملاً قابل پیشگیری از غفلت انسانی و ناکارآمدی بوروکراتیک بود. طبیعت کاری کرد که طبیعت میکند. مردم در عمل کردن شکست خوردند.
کاگایان دو اورو با همان طوفان – باران شدید و بادهای قوی – روبرو شد اما همان میزان ویرانی را متحمل نشد. تفاوت ممکن است در دوراندیشی باشد: به نظر میرسد پس از سندونگ، دولت سریعاً به ساخت یک "دایک بزرگ" با بودجه JICA در امتداد رودخانه کاگایان پرداخت، سازهای که چندین کیلومتر امتداد دارد و احتمالاً مناطق کناره رودخانه را از بدترین وضعیت نجات داد.
در سال 2011، همین رودخانه بیرحمانه سرریز شد و جوامع را در کاگایان دو اورو صاف کرد. حداقل، ظاهر برنامهریزی، سرمایهگذاری، مهندسی و همکاری ممکن است تفاوتی ایجاد کرده باشد، به نظر میرسد. در مقابل، در ایلیگان، به نظر میرسد غفلت تنها معمار در حال کار بوده است.
رودخانهها برای انتقال آب وجود دارند، اما در ایلیگان گزارش شده است که باریک شدهاند، خفه شدهاند و محدود شدهاند، در حالی که مناطقی که آنها را تخلیه میکنند به طور بیپروا رشد کردهاند. این تنگناها تلههای خطرناکی هستند که میتوانند حتی یک بارندگی معمولی را به فاجعه تبدیل کنند. در 6 فوریه، رودخانههای توبود و ماندولوگ کاری را انجام دادند که فیزیک میطلبد: متورم شدند و در مناطق آسیبدیدهترین سرریز شدند.
برنامهریزان شهری نادان نیستند. آنها میدانند که چه باید انجام شود: کانالها را عریض کنند، رسوب را لایروبی کنند، خانوادهها را از مسیر خطر خارج کنند و تجاوزات غیرقانونی را حذف کنند. آنچه به نظر میرسد در ایلیگان از دست رفته است اراده برای خرج کردن بر پیشگیری به جای تبلیغات است، اراده برای انتخاب محتوا به جای تماشا. با این حال، به ما گفته میشود که بتن شهر را زینت داد جایی که آب باید جاری میشد، و بودجههای عمومی ظاهراً برای پروژههای آرایشی به خوشحالی دوربینها و پیمانکاران خرج شد. و رودخانهها؟ آنها مسدود ماندند.
بیایید به اصل مطلب برسیم: سندونگ هشدار بود و باسیانگ باید برای انتقال درس به خانه کافی باشد. رودخانهها سرریز نمیشوند چون هوسبازند بلکه به این دلیل که انسانها آنها را ناتوان از انجام کارشان میکنند. و بنابراین، آنها هر بار متورم و سرریز خواهند شد.
تا زمانی که ایلیگان با رودخانههای خود به عنوان سیستمهایی که باید مدیریت شوند و با بودجههای عمومی به عنوان امانتی نه فرصتی برای غرور رفتار نکند، سیلهای مخرب باز خواهند گشت. و این به این دلیل نیست که باران فوقالعاده است، بلکه به این دلیل است که غفلت عادت است، حتی در راهروهای قدرت جشن گرفته میشود.
طبیعت، حداقل، ثابت بوده است. این مقامات ایلیگان هستند که به نظر میرسد در نشان دادن اینکه ثبات نیازی به یادگیری ندارد، اصرار دارند. پاستیلان. – Rappler.com


